سلام بچه ها، ببخشید بعد از این همه مدت دارم آپ جدید میزارم، آخه آقای بیات پور همونجور که میدونین بخاطر مدرسو اجرای رادیو و مدیریت وبلاگا خیلی سرش شلوغه و منم که درسو مشقو مدرسه ...
بگذریم، درسته یه مدت نبودم اما حالا که اومدم یه چیز توپ واستون دارم:
یادتونه یه مدت پیش توی برخی وبلاگای خبرگزاری بازیگرا مثله: رنگین کمانو برف سفیدو ... اعلام شد که سوالاتتون رو از منو خواهرم ترلان بپرسید تا ما بصورت یه مصاحبه بهشون جواب بدیم؟
حالا آماده شده و میخوام واستون بزارمش، قبل از اون یه تشکر جانانه از همه دوستای گلم دارم که سوالا رو بصورت کامنت خصوصی یا ایمیل فرستادن.
اینم از سوالا و جوابای اونا:
آقا عرفان چجوری وارد عرصه هنر و سینما شدی؟
وقتی بچه بودم با خواهرم سر صحنه میرفتم و از کارگردانی لذت میبردم، چند تا فیلم بازی کردم اما از اینکه کارگردان و دستیارانش به من امر و نهی کنند بدم می آمد و ترجیح میدهم بیشتر بنویسم و کارگردانی کنم تا بازیگری.
الان مشغول چه کاری هستی؟
از بعد از بازی در سریال مدرسه ما با خودم عهد کردم این آخرین بازی من در فیلم و سریال باشد و دیگر سر هیچ کاری نروم و بازی نکنم، مگر اینکه تئاتر باشد.
در مورد اولین تجربت توی سینما صحبت کن.
از اون موقع تا حالا زمان زیادی میگذرد ولی با این حال یادمه اولین بار در فیلم زنده شدن مردگان بازی کردم که نقش اول و اصلی را داشتم و پارتینر های من خانم مریم بوبانی و خانم مائده طهماسبی بودند که تجربه بسیار خوبی بود.
کدوم یکی از کارات بیشتر از همه برات لذت بخش بوده؟
در سریال صد و یک راه برای ذله کردن پدر و مادر ها که آنجا با گروه کارگردانی و سایر بچه های بازیگر راحت بودم و محیط بسیار دوستانه بود و من در آنجا بازی سه توپ را یاد گرفتم و در مدرسه ام آن را رواج دادم.
اگه یه کارگردان نامدار بشی، واسه گروه کودک و نوجوان چه فیلمایی میسازی؟
اگر کودک و نوجوان آینده خواسته هایشان با کودک و نوجوان های حال فرقی نداشته باشد، فیلم های تخیلی میسازم، چون ما میبینیم بچه های امروز فیلم هایی مثل هری پاتر، مرد عنکبوتی و ... را بیشتر از فیلم ها و سریال های خودمان دوست دارند، دلیلش هم این است که تهیه کننده های فیلم هایی که گفتم دلشون واسه پولشون نمی سوزه و تمامی سعیشون رو میکنند تا فیلم به بهترین و جذاب ترین شکل در بیاد ضمن اینکه کارگردانان، تهیه کننده ها، نویسنده ها و ... با تمام ویژگی و خواسته های کودک و نوجوان به خوبی آگاهند.
در آینده میخوای چه کاره بشی؟
انشاالله اگر خدا بخواهد جراح مغز و اعصاب در کنارش هم در رشته بسکتبال و فیلم سازی شرکت میکنم، هدفم اینه که هم جراح خوبی باشم و هم مدال هایی برای بسکتبال کشورم بدست بیاورم.
دوست داری با کدوم یک از بازیگرا و کارگردانا (کودک یا نوجوان بودنشون فرقی نداره) همکار باشی؟ - چون به تازگی کار تلویزیونی انجام دادی اینو میپرسم.
هر چند بازی در کنار اساتید بازیگری ایران افتخار است اما بیشتر از اینکه بخواهم با بازیگران سینما همکار بشم (که بازم میگم خیلی دوستشون دارم و بهشون احترام میزارم) دوست دارم با بازیکن های تیم ملی بسکتبال هم تیم بشم.
توی انتخاب کارا با کی مشورت میکنی؟
بیشتر با پدر و مادر و خواهرم درباره طرح و موضوع فیلمنامه بحث میکنم و خودم بقیه اش رو مینویسم و بعد از آن با چند نویسنده فیلم نامه مشورت میکنم.
این تابستونو چیکارا کردی؟ کجا ها رفتی؟ با کیا آشنا شدی؟
کلاس زبان و بسکتبال رفتم و کارهایی کردم که در ایام مدرسه کمتر فرصت انجام آنها را داشتم، به سفر رفتم (سفر به سه نقطه کشور: شیراز، زادگاهم - شمال و همدان هم بخاطر جشنواره)
خواهرت از آریان، ژوآن، محمد اصفهانی، احسان خواجه امیری و ... خوشش میاد، تو چی؟ به آهنگای چه خواننده ای گوش میکنی؟
گروه آریان، ژوآن، لیونل ریچی، جیسون و ...
بخاطر کارای هنری که انجام میدی (کارگردانی، بازیگری و ...) توی مدرسه مشکلی نداری؟
تا دلتون بخواد ما به مشکل برخوردیم البته جنبه های مثبتی هم داشت که توی مدرسه گروه تئاتر تشکیل دادم.
بازیگرای مورد علاقه تو کیا هستن؟ (ایرانی و خارجی؛ کودک و بزرگسال) – دلیلت رو هم بخاطر انتخابشون بگو.
آقای پرستویی، چون بسیار عالی بازی میکنند و معمولا فیلم های ایشون رو خیلی دوست دارم.
آقای ویلیام رابرتس، بخاطر بازی حسی و بسیار خوبشون
آقای دومینیک پورسل، بخاطر سادگی در ایفای نقش
آقای بنت ور، بخاطر حس و تکنیکی که در بازی دارند.
یه خاطره از کارا رو برامون بگو.
سر کار زنده شدن مردگان قرار بود در فیلم من یک پرنده را بکشم (به تصور اینکه زنده هم میشود) من گفتم این سکانس را بازی نمیکنم چون نمیتوانم به یک موجود زنده بی گناه آسیب برسانم، که کارگردان گفتند: فکر آنجا را هم کردیم، با مشورت یک دامپزشک قناری را بیهوش میکردند، البته ناگفته نماند که طفلکی خیلی اذیت شد و من نهایت تلاشم را کردم که کار به چند برداشت نکشد، جالب تر اینکه با آن تفنگ بادی مسابقه تیر اندازی برگزار کردیم که خیلی بهمون کیف داد.
یک آرزو ...
از بچگی به ما گفتن اگه آرزو هامون رو بگیم برآورده نمیشود پس بهتره بجای آرزو یه خواسته از کسانی که دارن این مصاحبه رو میخونن داشته باشم: بهتر است هیچ وقت کسی رو دور نزنیم و فرهنگ غنی ایرانیمون بیش از پیش بالا ببریم.
پیامت واسه کسایی که دارن مصاحبه رو میخونن
کسانی که به فیلم نامه نویسی علاقه دارند خودشون رو باور داشته باشند و برای تقویت خودشون در فیلم نامه نویسی مطالعه کتاب های غیر درسی از نویسنده های خوب رو در برنامه روزانشون قرار بدن و کلا حرف من این است که خودمون رو باور داشته باشیم و استعداد های درونیمونن رو شکوفا کنیم.
و حرف آخر واسه یادگاری ...
برای همه نوجوانان و جوانان ایرانی آرزوی سلامتی و تندرستی دارم.
در آخر هم میخوام که اگه دوست داشته باشین برید به سایت سینمای پویا و به من رای بدید تا به عنوان بهتر بازیگر نوجوان پسر انتخاب شم، البته اگه دوست دارین.
برای شرکت در نظرسنجی سینمای پویا کلیک کنید
خوب دیگه بازم ممنون، فعلا خدانگهدار همه شما